راهبرد آمریکا برای مبارزه با القاعده و داعش

القاعده به طور خاص، در چند سال گذشته با داشتن وابسته ها و گروه‌های مرتبط در بیش از 20 کشور، کنترل و نفوذش را گسترش داده است. در حالی که این سازمان ها در سال 2011 بیشتر بر فعالیت های تروریستی متمرکز بودند، اما امروز نقشی پیشرو را در شورش‌های فعال ایفا می‌کنند و در کنار داعش در کشورهای نظیر سوریه، عراق و یمن در حال به نمایش گذاشتن قابلیت های جنگی شان هستند.

آمریکا برای ادامه حیات با چالش هایی اساسی  روبروست. القاعده و داعش که تاکنون هزاران آمریکایی و ده‌ها هزار مسلمان را کشته اند، به عنوان بخشی از راهبرد جهانی برای تشکیل یک خلیفه‌گری جهانی در حال آغاز جنگی علیه آمریکا، متحدان و دوستان این کشور هستند.

همان طور که دستاوردهای آنها در سوریه، عراق، لیبی، یمن و جنوب آسیا نشان می‌دهد، افراط‌گرایان دیگر فقط در حال عملیات نیستند، بلکه در حال پیروز شدن هستند.

القاعده به طور خاص، در چند سال گذشته با داشتن وابسته ها و گروه‌های مرتبط در بیش از 20 کشور، کنترل و نفوذش را گسترش داده است. در حالی که این سازمان ها در سال 2011 بیشتر بر فعالیت های تروریستی متمرکز بودند، اما امروز نقشی پیشرو را در شورش‌های فعال ایفا می‌کنند و در کنار داعش در کشورهای نظیر سوریه، عراق و یمن در حال به نمایش گذاشتن قابلیت های جنگی شان هستند.

آنها در همین حال کنترل بخش های بزرگی از سرزمین سوریه و عراق را در دست دارند و تمامی عملکردهای حکومتی را در این نواحی اجرا می کنند.

موضوع مهم‌تر شاید حتی این باشد که افراط‌گرایان در حال گسترش قلمرو تحت نفوذشان، افزایش دسترسی‌های‌شان به پناهگاه‌های امن، گسترش ایدئولوژی و افزایش قابلیت‌های‌شان هستند.

آمریکا در تلاش برای مقابله با این تهدیدها با چالش‌های راهبردی قابل توجهی روبروست. رهبران آمریکایی هنوز ماهیت این جنگ را تشخیص نداده‌اند و تصور غلط خطرناکی از تهدید دارند.

در همین حال جایگاه جهانی آمریکا در مقایسه با سه سال قبل به شکلی قابل توجه بدتر شده است. این کشور متحدان کمتر، شرکای توانمند کمتر، پایگاه‌های پیشرو کمتر، منابع در درسترس کمتر و نیروهای کمتری برای برخورد با این تهدیدها دارد.  سیاست هایی که آمریکا برای برخورد با القاعده و داعش اتخاذ کرده نیز به جای فعال بودن، منفعلانه بوده و ابتکار عمل را به افراط‌گرایان واگذار کرده است.

تمامی این تحولات این تصور را به وجود می آورد که آمریکا دیگر در حال پیروزی در مبارزه با القاعده یا داعش نیست.

گرچه حملات هوایی جاری تحت امر آمریکا در عراق و سوریه نشاندهنده اراده قوی‌تر در آمریکاست، اما آمریکا برای متوقف کردن داعش، القاعده و گروه‌های وابسته به آنها به یک راهبرد جدید نیاز دارد: راهبرد ضدشورش با مولفه‌های ایدئولوژیکی، امنیتی، دیپلماتیک، اقتصادی و سیاسی.

این راهبرد جامع و جمعیت محور باید بر مبنایی منطقه‌ای و نه با اقدامات انفرادی به مقابله با داعش و القاعده بپردازد.

اولین اقدام باید بر شام (مرکز تاریخی خلافت اسلامی) متمرکز شود؛ منطقه ای که شامل سوریه، عراق و نیز شبه‌جزیره عربی است و به عنوان حامی حیاتی مبارزه‌های اصلی افراط‌گرایان عمل می‌کند. علاوه بر این دو ناحیه، آمریکا همچنین نیازمند به تعامل در جنوب آسیاست که به طور خاص مرکز فرماندهی را برای القاعده فراهم می سازد.

اهداف این راهبرد روشن است: القاعده و داعش؛ جنبش های موسوم به جهادگرا یا اسلام‌گرای نزدیک به این گروه باید به شکلی قاطع شکست داده شوند، قلمرو و مردمی که تحت کنترل آنها هستند، باید آزاد شوند و ایدئولوژی افراط‌گرایی باید آن‌قدر بی‌اعتبار شود که فقط معدودی از افراد جذب استدلال‌های آن شوند.

با توجه به ابعاد این مشکل، آمریکا به شرکایی توانمند با دولت‌هایی پاسخگو و مشروع نیاز دارد تا به شکست نظامی و ایدئولوژیک داعش و القاعده کمک کنند.

برمبنای اهداف این راهبرد، پیروزی به معنای کوچک کردن القاعده و داعش و بازگرداندن آنها به شکل اولیه آنها یعنی گروهی تروریستی است که در اواخر دهه 1980 بودند: گروهی کوچک و ناتوان از اجرای حملات تروریستی با شمار بالای تلفات.

این امر فقط زمانی رخ خواهد داد که آمریکا قابلیت‌های افراط‌گرایان را تا جایی تنزل دهد که قادر نباشند بار دیگر تعداد کافی از پیروان‌شان را به کار گیرند تا بتوانند جای خالی رهبران‌شان را پر کنند، قلمرو داشته باشند یا نسخه خودشان از شریعت را به اجرا درآورند و نتوانند هیچ کاری جز حملات تروریستی کوچک و محلی انجام دهند. هیچ کدام از این‌ها بدون داشتن شرکایی توانمند ممکن نمی شود.

ماهیت جهانی و جامع بودن این راهبرد ضدشورش، چالش دشواری را به دنبال دارد: این یک مناقشه ساده یا کوتاه‌مدت نخواهد بود و آمریکا باید به لحاظ سیاسی، مالی، نظامی و ذهنی برای جنگی بلندمدت آماده شود. با توجه به ماهیت بلندمدت و مداوم بودن تلاش صورت گرفته در این راهبرد، جلب حمایت داخلی و توافقی دو حزبی امری حیاتی است. خطرات این اقدام روشن و فراوان است، اما خطرات منفعل بودن از جمله افتادن اراضی مهم به دست این دو گروه، ایجاد پناهگاه‌های امن متعدد برای افراط‌گرایان که در آن علیه آمریکا توطئه کنند و تضعیف دولت‌های سراسر جهان، خطراتی مهیب‌تر خواهند بود.

در حالی که شرایط بدتر می‌شود، القاعده یا داعش یا به همراه یکدیگر حمله‌ای با تلفات بسیار را در خاک آمریکا اجرا خواهند کرد: مساله اینکه آیا حمله ای صورت می گیرد، نیست، بلکه مساله زمانی است که این حمله صورت خواهد گرفت.

ارزیابی ما حتی نگران‌کننده‌تر از این است؛ ما ارزیابی می‌کنیم که اگر در متوقف کردن اقدامات افراط‌گرایان در جهت به دست آوردن قلمرو و تضعیف دولت‌ها با شکست روبرو شویم، آنگاه القاعده یا داعش به تسلیحات کشتار جمعی دست خواهند یافت و آن زمان دیگر برای اقدام کردن خیلی دیر خواهد بود.

پیشگیری از این پیامدها نیازمند تلاشی جدی و طولانی مدت است، اما برای آمریکا، متحدان و شرکایش اجرای این اقدام، ارزش به جان خریدن تلفات و خطرات ناشی از آن را دارد.

منبع:http://alwaght.com

جدیدترین مقالات

وضعیت القاعده پس از ظهور داعش

27 خرداد 1396

این مقاله وضعیت کنونی القاعده را از سه منظر فعالیت...

بازشناسی تفاوت سلفی نوگرا و افراط‏ گرا

27 خرداد 1396

همه جریان‏های تکفیری در جهان اسلام سلفی هستند، ولی همه...

جریان‌شناسی گروه‌های تکفیری: ابعاد و پیامدها

25 خرداد 1396

مسئله خلافت از اساسی‌ترین مسائلی است که در صد سال...

جریان شناسی شبکه حقانی: ساختار و عملکرد

25 خرداد 1396

شبکه حقانی مجموعه‌اي از شبه نظامیان است که از چند...

چشم انداز داعش در منطقه: ابعاد و زوایا

24 خرداد 1396

گروه داعش بعد از تسلط بر قسمتهای وسیعی از عراق...

مقايسه انديشه‏ و رفتار جبهه النصره و داعش

23 خرداد 1396

بعد از شروع درگیری‏های سوریه در مارس ۲۰۱۱، مبارزین سوری...

عربستان معمار جنایت و مکافات

23 خرداد 1396

رخدادهای دو هفته اخیر شهر «عدن» سؤالات فراوانی را پدید...

ناتوانی حکومت ها و رشد سلفیسم در غرب افریقا

23 خرداد 1396

سلفیسم و افراط گرایی فزاینده درغرب افریقا را چطور میتوان...

Please publish modules in offcanvas position.